تو برو ، من هم برای اینکه راحت بروی میگویم : باشد ، برو خیالی نیست …
اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست !
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ ساعت 10:4 توسط مریم
|
دانه دانه ورق زدم ، کلنجار رفتم !
در هیچ لغت نامه ای هیچ واژه ای نبود تا حماقت دلم را توجیه کند . . . !
هوا سرد نیست !
سرمای کلامت ، دیوانه ام میکند
بی رحم !
شوق نگاهم را ندیدی ؟
تمامه من به شوق دیدنت ، پر میکشید
ولی . . .
همان نگاه بی تفاوتت
برای زمین گیر شدنم کافی بـــــود
از لـحـظه ای که زنــگ ِ تلـفن بلند مـی شـود . . .
از جــا مــی پَـــرم !
تـا لـحـظه ای کـه . . .
مــثـل ِ هـمـیـشه . . .
تـو نیـستی ...