تبليغاتX
گریزان از عشق
گریزان از عشق
هنوز وقتی بارون میاد دلم عشق تو رو می خواد
رفتگر... سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 13:25
 
 
دختری دلش شکست
 
رفت و هر چه پنجره
 
رو به نور بودبست
 
رفت و هر چه داشت
 
یعنی آن دل شکسته را
 
توی کیسه زباله ریخت
 
پشت در گذاشت
 
صبح روز بعد
 
رفتگر
 
لای خاکروبه ها
 
یک دل شکسته دید
 
ناگهان
 
توی سینه اش پرنده ای پرید
 
چیزی از کنار چشمان خسته اش
 
قطره قطره بی صدا چکید
 
رفتگر برای کفتر دلش
 
آب و دانه برد
 
رفت تکه های دل شکسته را به
 
خانه برد
 
سال هاست
 
توی این محله با طلوع آفتاب
 
پشت هر دری
 
یک گل شقایق است
 
چون که مرد رفتگر
 
سال هاست
 
عاشق است.
نوشته شده توسط خودم | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: خودم & Designer: Hessam Sedaghati