تبليغاتX
گریزان از عشق
گریزان از عشق
هنوز وقتی بارون میاد دلم عشق تو رو می خواد
از خدا خواستم... پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 12:7

 از خدا خواستم

از خدا خواستم عادت بد مرا از من بگيرد

فرمود : گرفتن عادت ها کار من نيست تو خود بايد آنها را از خود دور کنی

از خدا خواستم به فرزندانم همه چيز عطا کند

فرمود : روح او همه چيز است و جسمش خاکی است وگذرا

ازخدا خواستم به من صبرعنايت کند

فرمود : صبر زاييده دردورنج است صبربخشيده نمی شود ، آموخته می شود

از خدا خواستم به من خوشبختی عطا کند

 

 

فرمود : من به تو برکت می دهم ، خوشبختی برعهده خودت است

ازخدا خواستم درد و رنج را از من دور کن

فرمود : درد ورنج ، تو را به من نزديک تر می کند

از خدا خواستم روح مرا شکوفا کند

فرمود : تو خود بايداز درونت شکوفا شوی من تنها می توانم شاخ وبرگ هایت

را هرس کنم تا پر بارتر شوی

از خدا خواستم تمامی چیزهايی را که سبب می شوند ، از زندگی لذت ببرم ، به من بدهد

فرمود : من به تو زندگی مي دهم تا بتوانی از همه چيز لذت ببری

از خدا خواستم کمکم کند ،همه را دوست بدارم ، به همان اندازه که ديگران مرادوست دارند

فرمودند : بالاخره آنچه را که بايد ، از من خواستی ، برای دنيا شايد تنها يک نفر باشی

اما برای من يک نفرشايد يک دنيا باشی

 

نوشته شده توسط خودم | موضوع: | لينک ثابت |

بیا... دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 12:0
 

  

در آسمان دنبال خدا می گشتم

در زیبایی های بی بدیل اش

در شکوه و عظمت لایزال اش

در بی کرانه گی سرگردان کننده اش،

اما نمی دانستم زیباترین ردپا همین جا، جایی روی زمین است..

 

همه ستاره های آسمان حیرانش می شوند

و این چنین می آید و می شود تک ستاره دل یک مشتاق عاشق

می شود مهربان من .

بیا ای تک سوار جاده عشق رها کن این شب تیره رها کن.،.

آن هنگام که فارغ از هر دو دنیا گوش به تو می سپارم

که آرام با من سخن می گویی

چونان موجی روان بر دریای متلاطم قلبم می آیی و آرام می کنی

آرام آرام.

تو گویی هیچ در این دنیا نیست جز من و صدای پاک تو

صدای زلالت، صدای گرمت، صدای آسمانی ات

و من مسحور این بهشت، چونان مسخ شده ای بی جان بر جای می مانم

که من چه دارم در مقابل تو

که من چه هستم در برابر تو

هیچ...به خدا هیچ..

به خدایی که تو را به من داد

به خدایی که تو را آفرید تا خدای من باشی.

تا من بپرستمت و از کفر نهراسم که تو خود نشانه ای از بودنش هستی

به زیباترین شکل

به خدا لحظات با تو بودن را با هیچ چیز در دو دنیا عوض نمی کنم.

که سر کوی تو از کون و مکان ما رابس..

که ردپای خدایی،

که بهترین معجزه بودنی،

که بدیع ترین تابلو آفرینشی در زمین و آسمان

نوشته شده توسط خودم | موضوع: | لينک ثابت |

شرط عشق... دوشنبه ششم خرداد 1387 12:0
 

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.

نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت

گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد

چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود

و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا

باشد. ۲۰ سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش

راگشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".

نوشته شده توسط خودم | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: خودم & Designer: Hessam Sedaghati