تبليغاتX
گریزان از عشق

گریزان از عشق

هنوز وقتی بارون میاد دلم عشق تو رو می خواد

www.taranehhagroups.blogfa.com

 

 

 

رفاقت به معني حضور در کنار فردي ديگر نيست بلکه به معني حضور در درون اوست


قبل از اینکه اخم کنی، کاملا مطمئن شو که هیچ سوژه ای برای لبخند زدن وجود ندارد


هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک

کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

يگانه خواهي شد.... و دنيا را در آغوش خواهي گرفت تنها اگر موضوعات گذشته را فراموش

کني و از نو شروع کني ! فرشته ي کوچک ... ميلاد دوباره ات مبارک

خوشبختي بر سه ستون استوار است: فراموش کردن گذشته، غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن

به آينده

خداوند اغلب اوقات به ديدن ما مي آيد ولي اکثر مواقع ما خانه نيستيم

براي آنكس كه تو را در آئينه مي بيند جوابي مناسبي داشته باش

برگ در هنگام زوال مي افتدميوه در هنگام کمال مي افتدبنگر که چگونه مي افتي چون برگي

زردو يا سيبي سرخ

آنچه که هستي هديه خداوند به توست و آنچه که مي شوي ، هديه تو به خداوند. پس بي نظير باش..

کسي که در زندگي چرايي داشته باشد با هر چگونه اي خواهد ساخت

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي

برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است



عشق، افسر زندگي و سعادت جاوداني است.

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت14:48توسط خودم | |

www.taranehhagroups.blogfa.com

 

 

 

 

به تو که فکر می کنم
 
از همیشه بهترم
 
 
 
تقدیم به بهترینم
 
 تنها تو بدانی کافی است
 
 
 
 
  اگه حتی بین ما             فاصله یک نفسه          نفس منو بگیر
     برای یکی شدن             اگه مرگ من بسه         نفس منو بگیر
 
 
 
من حرف هایم را نخاهم گفت
تا تمام نبودن هایم ساده باشند
و تو در بتن من ( بت من ) خواهی شکفت
و تو در من خواهی رویید
من سراسر جنجالم
اما برای تو
نه
 
****
 
اگه  سبزم اگه جنگل
 
اگه ماهی اگه دریا
 
اگه اسمم همه جا هست
 
روی لب ها تو کتاب ها
 
اگه رودم رود گنگ ام 
 
مث بودا اگه پاک
 
اگه نوری به صلیب ام
 
اگه گنجی زیر خاک
 
واسه تو قد یه برگم     
 
پیش تو راضی به مرگم
 
اگه پاکم مث معبد
 
اگه عاشق مث هندو
 
مث بندر واسه قایق
 
واسه قایق مث پارو
 
اگه عکس چهل ستون ام
 
اگه شهری بی حصارم
 
واسه آرش تیر آخر
 
واسه جاده یه سوار
 
واسه تو قد یه برگم     
 
پیش تو راضی به مرگم
 
اگه قیمتی ترین سنگ زمین ام
 
توی تابستون دست های تو برفم
 
اگه حرفای قشنگ هر کتابم
 
برای اسم تو چند تا دونه حرفم
 
اگه سیلم پیش تو قد یه قطره
 
اگه کوه ام پیش تو قد یه سوزن
 
اگه تن پوش بلند هر درخت ام
 
پیش تو اندازه ی دکمه ی پیرهن
 
 
اگه تلخی مث نفرین
 
اگه تندی مث رگبار
 
اگه زخمی زخم کهنه
 
بغض یک در رو به دیوار
 
اگه جام شوکرانی
 
تو عزیزی مث آب
 
اگه ترسی اگه وحشت
 
مث مردن توی خواب
 
واسه تو قد یه برگم     
 
پیش تو راضی به مرگم

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت14:41توسط خودم | |